رشد همیشه به معنی بلوغ نیست. یک سازمان ممکن است فروش بیشتری پیدا کند، تیمهای بیشتری داشته باشد یا پروژههای متنوعتری بگیرد؛ اما اگر سازوکار هماهنگی، اندازهگیری و پاسخگویی همزمان رشد نکند، پیچیدگی به سرعت جای بهرهوری را میگیرد.
یکی از شایعترین مشکلات، چندگانگی داده است. هر واحد نسخه خودش از واقعیت را دارد و هیچ تصویر واحدی از وضعیت کسبوکار وجود ندارد. در چنین شرایطی، اختلاف گزارشها طبیعی است و تصمیمگیری هم بیشتر به بحث تبدیل میشود تا اقدام.
چالش بعدی، فرایندهای مبهم است. وقتی مسئولیتها، نقاط کنترل و مسیر گردش اطلاعات روشن نباشد، کارها به افراد کلیدی وابسته میشود. این وابستگی در کوتاهمدت شاید مسئله را پنهان کند، اما در بلندمدت سرعت رشد را میگیرد.
سازمانهای در حال رشد باید به این سؤال پاسخ دهند که آیا ساختارشان از رشدشان پشتیبانی میکند یا خیر. اگر پاسخ منفی باشد، استقرار سیستمهای مناسب، بازنگری فرایندها و تعریف شاخصهای روشن، ضروری است.
توسعه پایدار زمانی اتفاق میافتد که رشد، بر بستر نظم اطلاعاتی و فرایندی بنا شود؛ نه فقط بر تلاش فردی و مدیریت واکنشی.